دست به دستت تا اوج آسمانها 

آدمها همدیگر را پیدا می کنند…

از فاصله های خیلی دور…

از ته نسبت های نداشته

انگار جایی نوشته بود که اینها

باید کنار هم باشند!

می شوند همدم، 

می شوند دوست،

می شوند رفیق،

 اصلا می شوند جان شیرین 

درست می نشینند روی طاقچه ی دل هم…

حرف هایشان یک جور خوبی دلنشین است،

دل برای خنده هایشان ضعف می رود؛

اصلا بودنشان شیرین است 

وقتی هم که نیستند،

هی همدیگر را مرور می کنند و مُدام 

گوش به زنگ آمدن هم هستند…

ولی میتوان کسانی را انتخاب کرد که مدام کنارت باشند 

هوای خودت 

هوای دلت 

هوای زندگیت 

را داشته باشند

کنارت باشند نزدیک تر از خودت ….

و تو برای نگاهش 

برای کلامش

 برای رمز و رازش

 دلت تنگ شود ….

میشود افلاکی بهشتی باشد

 و بهترینها را برایت رقم زند 

و دست به دستت باشند تا اوج آسمانها ….‌

۹۶/۱۲/۱۳ 

دوره فشرده تبلیغ موثر در رسانه های بر خط در مدرسه علمیه حضرت زینب کبری (س) - تهران برگزار می شود .

  

 

دوره فشرده تبلیغ موثر در رسانه های بر خط

در مدرسه علمیه حضرت زینب کبری (س) - تهران برگزار می شود .

 

تربیت مربی فضای مجازی

 

معاونت فرهنگی مدرسه علمیه حضرت زینب کبری سلام الله علیها - تهران ، در جهت فرمایشات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای مدظله العالی « اگر من امروز رهبر انقلاب نبودم ، رئیس فضای مجازی کشور میشدم ! رایانه ها و فضای مجازی و سایبری که الان در اختیار شماست ،اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید میتوانید یک کلمه حرف درست خودتان را به هزاران مستمعی که شما را نمیشناسند برسانید!این فرصت فوق العاده ایست مبادا این فرصت را ضایع کنید که اگر ضایع شد خداوند متعال از من و شما روز قیامت سوال خواهد کرد. (91/7/20 )» دوره فشرده تربیت مربی تبلیغ موثر در رسانه های بر خط را با حضور جناب استاد باقری برگزار می کند.

علاقمندان به شرکت در این دوره آموزشی می توانند جهت ثبت نام حداکثر تا تاریخ 6/ 4/ 1397 با شماره تلفن های (26324058 021 - 26324069 021 - 09013127675) با معاونت فرهنگی تماس حاصل نمایند.

 

 

بنا به در خواست شرکت کنندگان ،

عزیزانی که در استان تهران نمی باشند ، دوره به صورت آنلاین نیز برگزار می شود  .

 

 

تاریخ دوره : 

16 تا 21 تیر ماه (ساعت 8 الی 13 )

 

مکان :

تهران ، میدان هروی ، بلوار شهید پناهی نیا ،خیابان شهید نادر زندی ، انتهای کوچه شهید قادری ،پلاک 79

  (مدرسه علمیه حضرت زینب کبری سلام الله علیها - تهران )

  

هر تغییر و تحولی بوسیله فرهنگ است.

 

هر تغییر و تحولی بوسیله فرهنگ است.

اگر بخواهد تحولی در یک کشور انجام گیرد، فرهنگ کار گشاست. اگر ملتی بخواهد -فرض بفرمائید- در یک دوران اشغال بیگانه، خود را از اشغال بیگانه نجات دهد، بیش از ثروت و توانایی‌های صنعتی و ذخایر زیر زمینی آن ملت و بقیه معیارها و شاخص‌هایی که وجود دارد، باز فرهنگ آن ملت به کار می‌آید تا بتواند خودش را از اشغال بیگانه نجات دهد.

مقام معظم رهبری - ۱۳۷۵/۶/۲۸

 

من مطمئنم که جریان فرهنگی کشور با همۀ این ناسازگاری‌هایی که می‌شود، از لابه‌لای این پیچ و خم‌های سخت عبور و رشد می‌کند، «أنکَ کادِحٌ اِلیٰ رَبّکَ کَدحاً»* من این رشد را می‌بینم. واقعا تفکرات و ذهن‌ها و مغزهای فعال و مبتکر و خوبی کاملاً مشاهده می‌شوند و این‌ها پیش خواهند رفت. دشمن انقلاب و دشمن اسلام نمی‌تواند از طریق فرهنگ، کاری را که می‌خواهد بکند. البته مشکلات فراوانی درست کرده‌اند و درست خواهند کرد؛ شکی نیست، اما ایمان‌ها و همت‌های شماها نخواهد گذاشت آن‌طور که می‌خواهند پیش آید.

مقام معظم رهبری - ۱۳۷۹/۱۱/۲۹

 

* سوره انشقاق، آیه۶ «ای انسان یقیناً تو با کوشش و تلاشی سخت به سوی پروردگارت در حرکتی، پس او را دیدار میکنی.»

دلتنگ “ تو” ام …

 
دلتنگ توام ….
دلتنگ “تو” ام …
دلتنگ تو و هر نسیمی که از سوی توست …

می دانی، “دلتنگ” که می گویم
تنها ؛
مقصودم امواج صدای گرمت نیست.
حضورت نیست .
بودنت نیست !

مقصودم ؛
تمام توست …
تمام آن چه با روح و جانت
آمیخته شده …

بهانه ات
جان زندگی ام را زخم کرده است و چشمانم را اشک آلود …

می دانی؟
دلتنگ توام …
” دلتنگ تمام تو ”

رفیق شهید ….

 

 

اما شهادت .....

 

شهدا


مرگ رفتنی است

بی صـدا و آهسته

بی هیچ موجی و بی هیچ اوجی …

اما

شهادت

کوچی است با آهنگ پر دامنه

و سرشار از موج ، اوج و عـروج …

 

دلم برای تو ، دلم برای خودم تنگ است

 

دلم برای محسن ، دلم برای سرت تنگ است

دلم برای صدایت ، دلم برای نگاهت تنگ است

دلم برای پیکرت ، دلم برای قامتت تنگ است

دلم برای مرامت ، دلم برای وفایت تنگ است

دلم برای روشت ، دلم برای مسیرت تنگ است

دلم برای یادمان ، دلم برای بهشتت تنگ است

دلم برای شهدا ، دلم برای رفیقت تنگ است

دلم برای شب گلزار ، دلم برای فاطمه تنگ است

دلم برای تو ، دلم برای خودم تنگ است

دلم برای شهید ، دلم برای شهادت تنگ است

۹۶/۱/۲۰

 

 

سواد رسانه ای یعنی چه ؟

 

سواد رسانه ای

 

روشن شدن هر مفهوم، قبل از هر چیزی برای درک صحیح آن مفهوم می تواند کمک کند. سواد رسانه ای مشتکل از دو عبارت است: «سواد» و «رسانه».

برگردیم به دوران کودکی و روزهای اول مدرسه، زمانی که به مدرسه می رفتیم تا «خواندن و نوشتن» را یاد بگیریم و دیگر «بی سواد» نباشیم. در مدرسه ابتدا حروف الفبا را یاد می گرفتیم؛ یعنی نسبت به شکل حروف، صدای آنها و نحوه نوشتن آنها «دانش» پیدا می کردیم. سپس «مهارت» کنار هم گذاشتن حروف و خواندن و هجّی کردن کلمات را یاد می گرفتیم و بعد از مدتی «کاربرد» کلمات در ساختن جمله ها و خواندن و نوشتن متون مختلف را آموختیم و بدین ترتیب «باسواد شدیم»! مجموعه ای از دانش ها در کنار مهارت ها به اضافه کاربردها در کنار هم، ما را با سواد کرد. 

رسانه وسیله ای است که فرستنده به کمک آن پیام خود را به گیرنده منتقل می کند. رفته رفته ابزارهای ارتباطی گسترش پیدا کرد و در عصر حاضر با ظهور رسانه های چاپی و الکترونیکی، رسانه های جمعی شکل گرفتند. مهم ترین تفاوت رسانه های امروزی آن است که می توانند پیام های خود را با سرعت زیاد به طیف وسیعی از مخاطبان برسانند.

همانطور که سواد خواندن و نوشتن به ما کمک می کند تا بتوانیم انواع جملات ساده و پیچیده را بفهمیم و معناهای متفاوتی از آن ها برداشت کنیم، سواد رسانه ای هم مهارتی است که با یادگیری آن می توانیم انواع رسانه ها و تولیدات رسانه ای را درک، تفسیر و تحلیل کنیم. هر رسانه مجموعه ای از نشانه های خاص خود را دارد که شناخت این نشانه ها در با سواد شدن ما نقش مهمی را ایفا می کند.

 

(کپی برداری با ذکر صلوات بر شهدا بلامانع است)

 

توهین بی‌شرمانه «آمدنیوز» به شهید محسن حججی + عکس

 

هجوم خشم کانال داعشی آمد نیوز از محبت زلال مردم به شهید محسن حججی  

 

شهید حججی

 

کانال تلگرامی / داعشی «آمد نیوز »که از سیل محبت زلال و زیبای ملت ایران ( با هر گرایش و نگاه و رویکردی) نسبت به شهادت شهید محسن حججی و تاثیر اجتماعی بالای آن در فشرده کردن پیوندهای ملی به خشم آمده است، در هرزنامه هایی که در این مدت و از جمله امروز منتشر ساخته است، همه ی تلاش و کوشش خود را بکار گرفته تا انگیزه های دینی و ملی آن شهید را زیر سوال ببرد.

چنین رفتار و واکنش هایی از فرزندخوانده های شیطان در طول تاریخ کم نیست. در روزگار دفاع مقدس هم، این فرزند خوانده ها، بسیجیانی را که برای دفع تجاوز ارتش حزب بعث به ایران عاشقانه به جبهه می رفتند، با تعابیری یاد می کردند که امروز داعشی های آمد نیوز از آن حرف می زنند.
سربازان داعشی آمدنیوز نوشته اند: « این‌که حججی چه اندازه بر پایه اعتقادات مذهبی خود یا همانند هزار جوان بیکار دیگر برای کسب پول به سپاه پاسداران پیوست و به سوریه اعزام شد، مشخص نیست.»
اما وقتی که قرار است  خورشید بدرخشد و روشنایی را منتشر کند، هیچ ابر سیاهِ تراز سیاهی نمی تواند جلوی این درخشش را بگیرد. فقط کسانی از تابش خورشید و نور محروم می شوند که در غارهای تاریک نفس هرزه خوی خود پنهان شده باشند و هر دریچه ای را برای ورود نور بسته باشند.
نور شهادت و حقیقتِ مرگ آگاهی شهید محسن حججی هم از چنین تمثیل و موقعیتی برخوردار است. او از پیش، شهادت نامه ی فکری و اعتقادی خود را نوشته است تا حتی نسل های آینده ی دور هم بدانند که امثال او با کدام انگیزه و انگیخته برای دفاع از میهن، سر و جان به پیشگاه حق هدیه داده اند.

 

دانلود توهین بی شرمانه آمد نیوز به شهید محسن حججی

همراه با عکس اصلی

 

آقا جان دست دلم را بگیر…

 

 

سلام آقا جان!

باز هم جمعه رنگ خون شد و من، هنوز چشم انتظار بر لب جاده دل نشسته‌ام…

می‌بینی مرا؟… همان که تنهای تنهاست… مثل همیشه… کفش‌ها را به گوشه‌ای انداخته و محو تماشای پایین رفتن قرص غمناک و سرخ رنگی است که تمام التهاب یک روز را با خودش می‌برد. همان که خودش را با سنگ ریزه‌های کنار جاده مشغول کرده است… آه… از ندبه پر امید صبح تا نوحه دلتنگی غروب فاصله‌ای است به اندازه یک قلب بی‌قرار… هنوز امیدوارم… نه به اندازه صبح… به اندازه یک مژه بر هم زدن… به اندازه آن مقدار از خورشید که هنوز رخ در نقاب کوه نکشیده… شاید بیایی از پس آن درخت… آن بید مجنون که دید مرا به انتهای جاده کور کرده… بیایی با آن لبخندی که تصویرش همیشه با من است… لبخندت چقدر زیباست…

مردم از کنارم می‌گذرند و به اشک‌هایم می‌خندند… شاید دیوانه‌ام می‌پندارند… باک نیست!… بر این شب زده خراب دوره گرد حرجی نباشد آن هنگام که چون تویی دلدارش باشی… آخ… غروب شد آقا… دیگر خورشید در افق نیست. جمعه به شب رسید… بید مجنون می‌رقصد زیر نسیمی که صورت خیسم را به بازی گرفته… سردم می‌شود… ای کاش بودی و با عبایت شانه‌های ارزانم را گرما می‌بخشیدی… از خدا بخواه زنده‌ام نگاه دارد… وعده من و شما جمعه دیگر… همین‌جا… کنار خرابه دل…

چنین که یخ زده ایمان من اگر هر روز      هـزار بـار بـیــایـد بـهـــار کـافـی نـیـسـت

خودت دعـا کن ای نازنین که برگردی      دعای این همه شب‌زنده‌دار کافی نیست

نگاه می‌کنم به خودم و به دور و برم… سیاهی… سیاهی… شده‌ام مشکی پررنگ… پرکلاغی… آی که دستت می‌رسد کاری بکن! تشنه‌ام… تشنه کمی سپیدی که از خویش دریغ کرده‌ام… می‌خواهم بگویم از آنچه در دلم جاری است… اما مگر من و شما یکی نیستیم؟ اگر این گونه است پس خبر داری از آنچه بر من رفته و می‌رود… دستم بگیر، مگذار غرق شوم… اینجا میان مردم، در تنهایی… آه تنهایی!… هیچ‌گاه دست از سر دلم بر نمی‌داری.

صورت خیس از اشکم زیر هجوم داغ غربت به سله نشسته… نمی‌دانم پشت کدام دیوار این شهر آهنی، یاد شما را جا گذاشته‌ام… دیوارها چقدر بلندند… بلند به اندازه قامت گناهانم… قد و قامت توبه‌هایم آنقدر کوتاه شده که حتی پرچین‌های باغ سرما زده همسایه هم برایم به دیوارهای برجی می‌ماند تسخیر ناشدنی.

آقا جان دست دلم را بگیر… همان که توبه‌هایش مایه خنده فرشته‌ها شده… همان که هیچ آبرویی ندارد پیش خدا… همان که هنوز به عشق جمعه‌هایت زنده است… همان که دیشب برای آخرین بار توبه‌اش را ریختم توی جعبه‌ای از امید و دادمش دست فرشته‌ای که برساندش دست خدا… روی جعبه نوشته شده بود… «آهسته حمل کنید، محتویات این جعبه شکستنی است».

نقدی بر سریال بازی تاج و تخت

 

نقدی بر سریال بازی تاج و تخت

  ساخت و تولید سریال جنجال‌برانگیز Game of Thrones را می‌توان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای شبکه HBO برشمرد که خیلی زود توانست به نقطه عطفی در این صنعت تبدیل شود.


در سال 1990 که برادران وارنر (Warner Bros.) امتیاز یکی از بزرگ‌ترین پخش‌کننده‌های شبکه‌های تلویزیونی کابلی در آمریکا، یعنی اچ‌بی‌او (Home Box Office) را خریداری کردند، می‌شد پیش‌بینی کرد که در آینده‌ای نه‌چندان دور، شاهد تحولی عظیم در آثار تلویزیونی باشیم. تحولی که به‌مرور تمام خط قرمزهای موجود در قوانین پخش شبکه‌های تلویزیونی کابلی را پشت سر گذاشت و زمینه‌ساز آغاز فصلی نو در تولیدات آینده آن‌ها شد.

در این میان، ساخت و تولید سریال جنجال‌برانگیز Game of Thrones را می‌توان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای شبکه HBO برشمرد که خیلی زود توانست به نقطه عطفی در این صنعت تبدیل شود.

این سریال که بر اساس داستانی با عنوان ترانه یخ و آتش (A Song of Ice and Fire) به قلم جرج آر. آر. مارتین (George Raymond Richard Martin) نویسنده و نمایشنامه‌نویس آمریکایی سبک‌های فانتزی، علمی-تخیلی و وحشتناک به رشته تحریر درآمده، روایتگر داستان درگیری چندین خاندان مختلف برای تصاحب تاج‌وتخت پادشاهی و حکومت بر هفت‌اقلیم است.(1)

سریال بازی تاج‌وتخت شمارا وارد یک جهان خیالی می‌کند که از دو قاره تشکیل‌شده است.
1 - قاره وستروس (غربی)
2- قاره اِسوس (شرقی)

وستروس از هفت‌اقلیم تشکیل‌شده است که توسط لردها اداره می‌شوند و همگی تحت لوای پادشاه وستروس می‌باشند.
نکته جالب در مورد هفت‌اقلیم این است که می‌توان آن را اقالیم سبعه خواند که در طول تاریخ به جهان گفته می‌شد و در این فیلم هم‌بارها از وستروس به‌عنوان دنیا یادشده است.

اقالیم هفتگانه یا اقالیم سبعه (در زبان پارسی میانه هفت‌اقلیم را هفت‌کشور می‌نامیدند)
1 . هندوستان
2 . عربستان و حبشستان
3 . مصر و شام
4 . ایران
5 . روم و صقلاب
6 . ترکستان
7 . چین

از طرفی ؛ وستروس را می‌توان نماد اروپا دانست. الگوبرداری نقشه وستروس از نقشه بریتانیا ؛ می‌تواند مرکزیت انگلستان را نسبت به دیگر کشورهای اروپا را در بیننده القا کند.

از نکات مهم این سریال الهامات تاریخی می‌باشد.

 

نقدی بر سریال بازی تاج و تخت

 

جنگ رزها (۸۵–۱۴۵۵ میلادی) در انگلستان بین خاندان‌های لنکستر و یورک از سلسله پلانتاژنه از موارد الهام‌بخش داستان بوده که در این مجموعه منعکس‌کنندهٔ نبرد خاندان لنیستر و استارک است. حتی ازنظر رنگ پرچم‌ها هم شباهت دارند. نماد خاندان لنکستر قرمز و خاندان یورک ،سفید بود. دقیقاً مثل خاندان لنیستر وستارک. حتی شباهت اسم لنیستر و لنکسترهم از الهامات تاریخی نرد رزها و بازی تاج‌وتخت واقعی در بریتانیا است.

سرزمین وستروس با قلعه‌ها و شوالیه‌هایش نمادی از دوران اولیه قرون وسطی در اروپای غربی را به نمایش می‌گذارد.
برای مثال شخصیت «سرسی» برگرفته ازایزابلا ملکه فرانسه (۱۲۹۵–۱۳۵۸میلادی) است.

مجموعه از ترکیبی از واقعیت‌ها همچون،دیوار هادریان، سقوط روم و افسانه آتلانتیس (والریای باستانی)، آتش یونانی بیزانسی‌ها (وایلدفایر)، حماسه ایسلندی عصر وایکینگ‌ها (آیرون‌بورن‌ها) و ایل مغول (دوتراکی‌ها) است که با نشانه‌هایی از جنگ صد ساله (۱۳۳۷–۱۴۵۳ میلادی)و رنسانس ایتالیایی (۱۴۰۰–۱۵۰۰ میلادی)نیز الهام گرفته است
همان‌طور که در ابتدا گفته شد ؛ وستروس توسط هفت‌اقلیم و هر اقلیم توسط یک خاندان اداره می‌شود و همگی طبق قوانین باید به پادشاه وفادار باشند.

1.شمال – فرماندهی توسط استارک ها دروینترفل
2. دره – فرماندهی توسط ارن ها در ایری
3. پادشاهی دورن – مقر فرماندهی ساناسپیر توسط خاندان مارتل
4. ریورلند – فرماندهی توسط تالی‌ها درریورران
5. وسترلند – فرماندهی توسط لنیسترها درکسترلی راک
6. استورم لند – فرماندهی توسط براتیون ها در استورمزاند
7. ریچ – فرماندهی توسط تایرل ها در های گاردن هر اقلیم هم متشکل از قلعه های زیادی است که خاندان‌های مختلفی بر آن‌ها حکومت می‎کنند و طبق قوانین باید به لرد اقلیم پادشاه وفادار باشند.

هر خاندان در وستروس یک نماد دارد که در پرچم‌هایشان استفاده می‌کنند.
یکی از این نمادها که شاید کمتر کسی به آن دقت کند ؛ نماد سبط یهودا از اسباط دوازده‎گانه بنی اسراییل است. یعنی همان سبطی که بعدها قدرت را به دست گرفتند و امروزه هم نام آن‌ها بر روی یهودیان است.

در حقیقت خاندان مهم و قدرتمند لنیستر نماد یهودا را دارد!!
بدین معنا که شیر ایستاده و شیر به سبک نماد لنیسترها در طول تاریخ نماد سبط یهودا یکی از دوازده اسباط بنی‌اسرائیل بوده است و حتی امروزه هم این نماد را درجای جای دنیا می‎توانید ببینید. مثلاً در بسیاری از نمادهای سلطنتی دو شیر ایستاده و یا شیر و اسب شاخ‌دار به‌کاررفته که اسب شاخ‌دار و شیر روبروی هم نماد قوم اسراییل است که امروزه هم می‎توان این نماد را در نمادهای سلطنتی اروپا دید. مثل انگلستان و اسپانیا و اسکاتلند و ….

یکی از نکات قابل‌توجه در فیلم ؛ آمدن موجوداتی اهریمنی و خبیث از آن‌سوی دیوار شمال به سمت هفت‌اقلیم است.
این موجودات «وایت واکر» نام دارند که با رستاخیز و زنده کردن مردگان جمعیت قابل‌توجهی را به‌سوی وستروس روانه کردند.

نکته جالب صدای شیپوری است که هنگام آمدن و رستاخیز مردگان به صدا درمی‎آیدکه می‎توان از آن به‌عنوان صوراسرافیل یادکرد.

وایت واکرها که رهبری مردگان را به عهده‌دارند ؛ خود یک فرمانده خشن و قدرتمند دارند که از او به‌عنوان پادشاه تاریکی نام می‌برند. از نکات مهمی که این موجودات را با شیاطین منطبق می‎سازد ؛ قربانی کردن برای آن‌هاست که توسط عده‌ای صورت می‎گیرد و فردی نوزادان خود را تقدیم پادشاه تاریکی می‌کند و او هم نوزاد را به وایت واکر تبدیل می‌سازد!

آن‌طور که در فیلم گفته می‎شود با آمدن پادشاه تاریکی ؛ زمستان و تاریکی آغازمی گردد که اشاره به استیلای شیطان دارد.

سید میلاد میرعلینقی

 
ایده های درآمد زا