موضوع: "تربیت نسل مهدوی"

"گاو صندوق"
دوشنبه 96/10/04
در ِگاو صندوق بعضیا رو وقتی باز میکنی میبینی پر از چک پول و تراول و طلا و جواهرات و این چیزاست..
ولی برعکس گاو صندوق بعضیا رو اگه باز کنی پره از کاغذ باطله و قبوض قدیمی و خرت و پرت به درد نخور..
عمر ما آدما مثل گاو صندوق میمونه...
در ِگاو صندوق عمر بعضی از ماها رو اگه باز کنن پره از کارای خوب..کمک به دیگران و هزاران کار خیر دیگه..
اما تو گاو صندوق عمر بعضیمون هم پره از کاغذ باطلههای گناه و آزار و اذیت دیگران و هزاران زشتی دیگر..
یه نگاهی به پرونده مون بندازیم ببینیم جزو کودوم دسته هستیم…
امیر المومنین علی علیه السلام در خطبه 90 نهج البلاغه میفرماید:
<< عِبَادَاللهِ! زِنُوا أَنْفُسَکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُوزَنُوا، وَ حَاسِبُوها مِنْ قَبْلِ أَنْ تُحَاسَبُوا>>
ای بندگان خدا بیش از آن که مورد سنجش قرار گیرید خود را بسنجید، و قبل از آن که شما را به پای حساب ببرند، حساب خود را برسید..

زندگی به سبک شهدا
دوشنبه 96/08/08
یاد شهدا زنده است و باید هم این بقای نام و یاد شهدا را ما به صورت یک امر مهم دنبال کنیم. چون شهیدان حامل بشارتند:
وَ یَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم اَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنون.
شهیدان به ما می گویند شما خوف و حزن نداشته باشید. دلسردی و نومیدی نداشته باشید. نعمت الهی را، لطف الهی را، برکات الهی را در مقابل چشم ما نگه می دارند و این آن چیزی است که ما امروز به آن احتیاج داریم.
مقام معظم رهبری
۱۳۹۵/۰۷/۰۵

احترام به زمان
شنبه 96/06/11
احترام به زمان
مهمترین علامت بلوغ اکتسابی انسان، درک زمان است.
اینکه آدم بتواند عبور زمان و سرعت آن را بفهمد.
قیمت آن را درک کند و بداند این زمان به پایان خواهد رسید.
برای رسیدن به این بلوغ باید به زمان احترام گذاشت و منظم زندگی کرد
و برای هر کاری زمانی قرار داد.

اگه دیگه نیومدم به خونه این نامه رو فقط علی بخونه
شنبه 96/06/11
*تقدیم به “علی” یادگار سردار بی سر “شهید محسن حججی”
*حجت الاسلام «سید علی حسینی ایمنی» از فضلای حوزه علمیه قم، شعری کودکانه، به عنون زبان حال شهید مدافع حرم «محسن حججی» به فرزندش «علی» سروده است.
اگه دیگه نیومدم به خونه
این نامه رو فقط علی بخونه
سلام علی٬ نور چشای بابا!
خیلی عزیزی تو برای بابا
درسته که پیش شما نموندم
زود خودمو به سوریه رسوندم
دست نوازشم روی سرت نیست
سایه ی من کنار مادرت نیست
اما دلم پیش شماس همیشه
قلب من از عشق شما آتیشه
اینجا که هستم هواتونو دارم
آخه تویی تموم برگ و بارم
به فکر فصل باهارم که رفتم
اصن شما رو دوس دارم که رفتم
رفتم که تو علی اصغر نشی
گل نشده یه دفعه پرپر نشی
اطلسی تو باغچه مون نمیره
بهار تو رنگ خزون نگیره
حرمله ها تو خیمه جولون ندن
کبوترای خونه مون جون ندن
آره گلم، گل خوش آب و رنگم!
رفتم که با حرمله ها بجنگم
گلم، که عکسم جلوی چشاته!
این آخرین صحبتای باباته
شمره اونی که پشت من تو قابه
ببین چقد لبریز اضطرابه!
بگم چرا ترسه تو چشم اون مرد؟
چون دیده یک نفر بهش غضب کرد
می دونی کی مراقب بابا بود؟
آره گلم، شهید قتلگا بود
اگر چه تو قتلگا پرپر شدم
منم مث حسین بی سر شدم
فک نکنی که اونجا تنها موندم؟
نه بابا! با حسین و زهرا موندم
فک نکنی سرم حالا رو خاکه؟
تو آسمون جای سرای پاکه
علی، بابا، وقتی بزرگ تر شدی
اندازه ی علی اکبر شدی
مدافع حریم خیمه ها باش
مراقب خیمه ی عمه ها باش
گفته بودم چرا پیشت نموندم
زود خودمو به سوریه رسوندم
آره گلم، گل خوش آب و رنگم!
رفته بودم با حرمله بجنگم
…