آقا جان دست دلم را بگیر…

 

 

سلام آقا جان!

باز هم جمعه رنگ خون شد و من، هنوز چشم انتظار بر لب جاده دل نشسته‌ام…

می‌بینی مرا؟… همان که تنهای تنهاست… مثل همیشه… کفش‌ها را به گوشه‌ای انداخته و محو تماشای پایین رفتن قرص غمناک و سرخ رنگی است که تمام التهاب یک روز را با خودش می‌برد. همان که خودش را با سنگ ریزه‌های کنار جاده مشغول کرده است… آه… از ندبه پر امید صبح تا نوحه دلتنگی غروب فاصله‌ای است به اندازه یک قلب بی‌قرار… هنوز امیدوارم… نه به اندازه صبح… به اندازه یک مژه بر هم زدن… به اندازه آن مقدار از خورشید که هنوز رخ در نقاب کوه نکشیده… شاید بیایی از پس آن درخت… آن بید مجنون که دید مرا به انتهای جاده کور کرده… بیایی با آن لبخندی که تصویرش همیشه با من است… لبخندت چقدر زیباست…

مردم از کنارم می‌گذرند و به اشک‌هایم می‌خندند… شاید دیوانه‌ام می‌پندارند… باک نیست!… بر این شب زده خراب دوره گرد حرجی نباشد آن هنگام که چون تویی دلدارش باشی… آخ… غروب شد آقا… دیگر خورشید در افق نیست. جمعه به شب رسید… بید مجنون می‌رقصد زیر نسیمی که صورت خیسم را به بازی گرفته… سردم می‌شود… ای کاش بودی و با عبایت شانه‌های ارزانم را گرما می‌بخشیدی… از خدا بخواه زنده‌ام نگاه دارد… وعده من و شما جمعه دیگر… همین‌جا… کنار خرابه دل…

چنین که یخ زده ایمان من اگر هر روز      هـزار بـار بـیــایـد بـهـــار کـافـی نـیـسـت

خودت دعـا کن ای نازنین که برگردی      دعای این همه شب‌زنده‌دار کافی نیست

نگاه می‌کنم به خودم و به دور و برم… سیاهی… سیاهی… شده‌ام مشکی پررنگ… پرکلاغی… آی که دستت می‌رسد کاری بکن! تشنه‌ام… تشنه کمی سپیدی که از خویش دریغ کرده‌ام… می‌خواهم بگویم از آنچه در دلم جاری است… اما مگر من و شما یکی نیستیم؟ اگر این گونه است پس خبر داری از آنچه بر من رفته و می‌رود… دستم بگیر، مگذار غرق شوم… اینجا میان مردم، در تنهایی… آه تنهایی!… هیچ‌گاه دست از سر دلم بر نمی‌داری.

صورت خیس از اشکم زیر هجوم داغ غربت به سله نشسته… نمی‌دانم پشت کدام دیوار این شهر آهنی، یاد شما را جا گذاشته‌ام… دیوارها چقدر بلندند… بلند به اندازه قامت گناهانم… قد و قامت توبه‌هایم آنقدر کوتاه شده که حتی پرچین‌های باغ سرما زده همسایه هم برایم به دیوارهای برجی می‌ماند تسخیر ناشدنی.

آقا جان دست دلم را بگیر… همان که توبه‌هایش مایه خنده فرشته‌ها شده… همان که هیچ آبرویی ندارد پیش خدا… همان که هنوز به عشق جمعه‌هایت زنده است… همان که دیشب برای آخرین بار توبه‌اش را ریختم توی جعبه‌ای از امید و دادمش دست فرشته‌ای که برساندش دست خدا… روی جعبه نوشته شده بود… «آهسته حمل کنید، محتویات این جعبه شکستنی است».

نقدی بر سریال بازی تاج و تخت

 

نقدی بر سریال بازی تاج و تخت

  ساخت و تولید سریال جنجال‌برانگیز Game of Thrones را می‌توان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای شبکه HBO برشمرد که خیلی زود توانست به نقطه عطفی در این صنعت تبدیل شود.


در سال 1990 که برادران وارنر (Warner Bros.) امتیاز یکی از بزرگ‌ترین پخش‌کننده‌های شبکه‌های تلویزیونی کابلی در آمریکا، یعنی اچ‌بی‌او (Home Box Office) را خریداری کردند، می‌شد پیش‌بینی کرد که در آینده‌ای نه‌چندان دور، شاهد تحولی عظیم در آثار تلویزیونی باشیم. تحولی که به‌مرور تمام خط قرمزهای موجود در قوانین پخش شبکه‌های تلویزیونی کابلی را پشت سر گذاشت و زمینه‌ساز آغاز فصلی نو در تولیدات آینده آن‌ها شد.

در این میان، ساخت و تولید سریال جنجال‌برانگیز Game of Thrones را می‌توان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای شبکه HBO برشمرد که خیلی زود توانست به نقطه عطفی در این صنعت تبدیل شود.

این سریال که بر اساس داستانی با عنوان ترانه یخ و آتش (A Song of Ice and Fire) به قلم جرج آر. آر. مارتین (George Raymond Richard Martin) نویسنده و نمایشنامه‌نویس آمریکایی سبک‌های فانتزی، علمی-تخیلی و وحشتناک به رشته تحریر درآمده، روایتگر داستان درگیری چندین خاندان مختلف برای تصاحب تاج‌وتخت پادشاهی و حکومت بر هفت‌اقلیم است.(1)

سریال بازی تاج‌وتخت شمارا وارد یک جهان خیالی می‌کند که از دو قاره تشکیل‌شده است.
1 - قاره وستروس (غربی)
2- قاره اِسوس (شرقی)

وستروس از هفت‌اقلیم تشکیل‌شده است که توسط لردها اداره می‌شوند و همگی تحت لوای پادشاه وستروس می‌باشند.
نکته جالب در مورد هفت‌اقلیم این است که می‌توان آن را اقالیم سبعه خواند که در طول تاریخ به جهان گفته می‌شد و در این فیلم هم‌بارها از وستروس به‌عنوان دنیا یادشده است.

اقالیم هفتگانه یا اقالیم سبعه (در زبان پارسی میانه هفت‌اقلیم را هفت‌کشور می‌نامیدند)
1 . هندوستان
2 . عربستان و حبشستان
3 . مصر و شام
4 . ایران
5 . روم و صقلاب
6 . ترکستان
7 . چین

از طرفی ؛ وستروس را می‌توان نماد اروپا دانست. الگوبرداری نقشه وستروس از نقشه بریتانیا ؛ می‌تواند مرکزیت انگلستان را نسبت به دیگر کشورهای اروپا را در بیننده القا کند.

از نکات مهم این سریال الهامات تاریخی می‌باشد.

 

نقدی بر سریال بازی تاج و تخت

 

جنگ رزها (۸۵–۱۴۵۵ میلادی) در انگلستان بین خاندان‌های لنکستر و یورک از سلسله پلانتاژنه از موارد الهام‌بخش داستان بوده که در این مجموعه منعکس‌کنندهٔ نبرد خاندان لنیستر و استارک است. حتی ازنظر رنگ پرچم‌ها هم شباهت دارند. نماد خاندان لنکستر قرمز و خاندان یورک ،سفید بود. دقیقاً مثل خاندان لنیستر وستارک. حتی شباهت اسم لنیستر و لنکسترهم از الهامات تاریخی نرد رزها و بازی تاج‌وتخت واقعی در بریتانیا است.

سرزمین وستروس با قلعه‌ها و شوالیه‌هایش نمادی از دوران اولیه قرون وسطی در اروپای غربی را به نمایش می‌گذارد.
برای مثال شخصیت «سرسی» برگرفته ازایزابلا ملکه فرانسه (۱۲۹۵–۱۳۵۸میلادی) است.

مجموعه از ترکیبی از واقعیت‌ها همچون،دیوار هادریان، سقوط روم و افسانه آتلانتیس (والریای باستانی)، آتش یونانی بیزانسی‌ها (وایلدفایر)، حماسه ایسلندی عصر وایکینگ‌ها (آیرون‌بورن‌ها) و ایل مغول (دوتراکی‌ها) است که با نشانه‌هایی از جنگ صد ساله (۱۳۳۷–۱۴۵۳ میلادی)و رنسانس ایتالیایی (۱۴۰۰–۱۵۰۰ میلادی)نیز الهام گرفته است
همان‌طور که در ابتدا گفته شد ؛ وستروس توسط هفت‌اقلیم و هر اقلیم توسط یک خاندان اداره می‌شود و همگی طبق قوانین باید به پادشاه وفادار باشند.

1.شمال – فرماندهی توسط استارک ها دروینترفل
2. دره – فرماندهی توسط ارن ها در ایری
3. پادشاهی دورن – مقر فرماندهی ساناسپیر توسط خاندان مارتل
4. ریورلند – فرماندهی توسط تالی‌ها درریورران
5. وسترلند – فرماندهی توسط لنیسترها درکسترلی راک
6. استورم لند – فرماندهی توسط براتیون ها در استورمزاند
7. ریچ – فرماندهی توسط تایرل ها در های گاردن هر اقلیم هم متشکل از قلعه های زیادی است که خاندان‌های مختلفی بر آن‌ها حکومت می‎کنند و طبق قوانین باید به لرد اقلیم پادشاه وفادار باشند.

هر خاندان در وستروس یک نماد دارد که در پرچم‌هایشان استفاده می‌کنند.
یکی از این نمادها که شاید کمتر کسی به آن دقت کند ؛ نماد سبط یهودا از اسباط دوازده‎گانه بنی اسراییل است. یعنی همان سبطی که بعدها قدرت را به دست گرفتند و امروزه هم نام آن‌ها بر روی یهودیان است.

در حقیقت خاندان مهم و قدرتمند لنیستر نماد یهودا را دارد!!
بدین معنا که شیر ایستاده و شیر به سبک نماد لنیسترها در طول تاریخ نماد سبط یهودا یکی از دوازده اسباط بنی‌اسرائیل بوده است و حتی امروزه هم این نماد را درجای جای دنیا می‎توانید ببینید. مثلاً در بسیاری از نمادهای سلطنتی دو شیر ایستاده و یا شیر و اسب شاخ‌دار به‌کاررفته که اسب شاخ‌دار و شیر روبروی هم نماد قوم اسراییل است که امروزه هم می‎توان این نماد را در نمادهای سلطنتی اروپا دید. مثل انگلستان و اسپانیا و اسکاتلند و ….

یکی از نکات قابل‌توجه در فیلم ؛ آمدن موجوداتی اهریمنی و خبیث از آن‌سوی دیوار شمال به سمت هفت‌اقلیم است.
این موجودات «وایت واکر» نام دارند که با رستاخیز و زنده کردن مردگان جمعیت قابل‌توجهی را به‌سوی وستروس روانه کردند.

نکته جالب صدای شیپوری است که هنگام آمدن و رستاخیز مردگان به صدا درمی‎آیدکه می‎توان از آن به‌عنوان صوراسرافیل یادکرد.

وایت واکرها که رهبری مردگان را به عهده‌دارند ؛ خود یک فرمانده خشن و قدرتمند دارند که از او به‌عنوان پادشاه تاریکی نام می‌برند. از نکات مهمی که این موجودات را با شیاطین منطبق می‎سازد ؛ قربانی کردن برای آن‌هاست که توسط عده‌ای صورت می‎گیرد و فردی نوزادان خود را تقدیم پادشاه تاریکی می‌کند و او هم نوزاد را به وایت واکر تبدیل می‌سازد!

آن‌طور که در فیلم گفته می‎شود با آمدن پادشاه تاریکی ؛ زمستان و تاریکی آغازمی گردد که اشاره به استیلای شیطان دارد.

سید میلاد میرعلینقی

تولید بازی «حاج احمد» و مبارزه با داعش آغاز شد.

 

 

پروژه تولید بازی رایانه‌ای با موضوع «نجات سردار احمد متوسلیان از زندان رژیم صهیونیستی» توسط «موسسه مصاف» آغاز شد.
«مهدی خزاف» مدیر پروژه تولید بازی «حاج احمد» درباره ساخت این مجموعه به خبرنگار فارس گفت: «ایده پروژه احمد متوسلیان را جناب (علی اکبر) رائفی‌پور (مدیر موسسه مصاف) از چهار سال پیش مطرح کرد. اما تیم منسجمی برای شروع این کار نبود و به دلیل اینکه نمی‌توانستیم یک تیم را مستقر کنیم، زمان کلیدخوردن پروژه اندکی به تاخیر خورد. تا اینکه هشت ماه گذشته تیمی در داخل مجموعه مصاف تشکیل دادیم و شروع به کار بر روی داستان و بازی‌نامه این پروژه کردیم».

خزاف گفت: «با توجه به تجربیاتی که از ساخت چندبازی در مجموعه داشتیم شروع به نوشتن بازی‌نامه کردیم و آن را تکمیل، و تولید این پروژه را رسما آغاز کردیم. نیروهایی هم که برای این پروژه به کار گرفته شده جزء نیروهای درجه یک کشور به لحاظ فنی هستند. ضمن این که به لحاظ اعتقادی در راستای پروژه حرکت می‌کنند. ترجیحمان هم این بود که از بیرون مجموعه نیرویی جذب نکنیم و کار را بر اساس ظرفیت‌های خود موسسه مصاف پیش ببریم.»

 

 

این بازی‌ساز درباره مجموعه مصاف که کار تولید بازی «حاج اجمد» را انجام می‌دهد گفت: «مجموعه مصاف یک مجموعه فرهنگی و رسانه‌ای است که اصل کار آن مبارزه با صهیونیسم و اومانیسم است و با توجه به اهمیت عمل انتظار فرج، موسسه از سال 1391 بطور رسمی فعالیت خود را در زمینه دشمن شناسی و مهدویت و با هدف زمینه سازی ظهور حضرت صاحب الامر ارواحنا فداه آغاز کرده است.

بخش بازی‌سازی اما هشت ماه است که رسما فعالیتش را در موسسه آغاز کرده است.»خراف ادامه داد: «آقای رائفی‌پور بر روی احمد متوسلیان همواره تاکیدات خاصی داشته‌اند و به خاطر این که شخصی است که در عین اقتدار، مظلوم واقع شد و چندین سال است که توجهی به ایشان نشده و تنها صحبت‌هایی که از حاج احمد متوسلیان می‌شود، منحصر به برخی مناسبت‌ها است. ضمن اینکه ایشان 30 سال است که در اسارت است یا حداقل تکلیفشان مشخص نیست. در واقع این بی‌اعتنایی به یکی از سربازان وطن باعث شد تا ایده اولیه این پروژه شکل بگیرد.»

وی درباره طرح این بازی نیز عنوان کرد: «این بازی به صورت اول شخص و ترکیبی از سبک تیراندازی و معمایی خواهد بود و برای PC سیستم عامل ویندوز تولید شده است. البته شخصیت اصلی بازی احمد متوسلیان نیست و ما در میانه بازی در یکی از زندان‌های اسرائیل با ایشان مواجه می‌شویم.»

مدیر پروژه بازی «حاج احمد» درباره داستان این بازی نیز گفت: «داستان بازی در فضای سوریه، زندان های اسرائیل و مرز لبنان و اسرائیل روایت می شود. شخصیت اصلی بازی یک سردار ایرانی است که با احمد متوسلیان در زمان جنگ تحمیلی همرزم بوده است و هم اکنون در سوریه مشغول عملیات مستشاری است. در ابتدای بازی، شخصیت اصلی بازی در محاصره داعش گرفتار می شود و پس از اسارت تحویل رژیم اسرائیل می شود. در زندان اسرائیل، شخصیت بازی متوجه حضور احمد متوسلیان در زندان شده و برای آزادی خود و او تلاش می کند.»
حاج احمد زنده است

حسین دهقان وزیر دفاع ایران، سوم خرداد امسال (1395) خبر داد احمد متوسلیان و دیپلمات‌های ربوده شده ایرانی زنده‌اند و در اسارت رژیم صهونیستی هستند.

گفته میشود یک زندانی یونانی آزاد شده از زندانهای رژیم صهیونیستی با مراجعه به سفارت ایران در یونان ادعا کرد هر چهاردیپلمات ایرانی را در زندانهای این رژیم دیده است.

احمد متوسلیان فرمانده لشگر محمد رسول‌الله و وابسته نظامی سفارت ایران در بیروت، سید محسن موسوی کاردار سفارت، کاظم اخوان عکاس خبرگزاری ایرنا و تقی رستگار مقدم کارمند سفارت، چهار ایرانی هستند که در 14 تیر سال 1361، هنگامی که راهی سفارت ایران در بیروت بودند در یک پست بازرسی توسط یک گروه شبه نظامی مسیحی لبنانی (فالانژها) ربوده شدند.

برخی مقامات ایران و همچنین سید حسن نصرالله دبیر کل حزب‌الله لبنان می‌گویند که این افراد در سرزمین های اشغالی در اسارت هستند. در روزهای اخیر نیز کریمی قدوسی نماینده مجلس در گفت‌وگو با فارس اعلام کرد که رژیم صهیونیستی ظاهرا قصد دارد بر سر این مسئله با حزب‌الله معامله کند.

قدوسی گفت: حاج احمد متوسلیان و سایر دیپلمات‌های ما به دست فالانژها اسیر و تحویل رژیم صهیونیستی شده‌اند، شکی در این نیست که آنها بخواهند از این متاع ارزشمند در جایی بحرانی استفاده کنند و وارد معامله شوند.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با بیان اینکه حزب الله اسرای دانه‌درشتی از اسرائیل در اختیار دارد و حتی از فرانسه و برخی کشورهای اروپایی (که در سوریه بازداشت شده‌اند) گفت «ظاهرا بحث آزادی اسرای ما در جریان است و سید نصرالله خودش مسئله را پیگیری می کند و به نظر می‌رسد رژیم صهیونیستی نیز به این نتیجه رسیده است که وقت استفاده از کارت اسارت احمد متوسلیان و همرزمانش فرا رسیده است.

او به سخن رهبری در این باره اشاره کرد و گفت که ایشان در دیدار ماه رمضان هنگامی‌ که تصویری از حاج احمد متوسلیان به ایشان اهدا شد، فرمودند «ان‌شاءالله روزی آزاد می‌شود، امیدواریم خداوند این خبر خوب را در این ایام قرار بدهد و این نماد تفکر دفاع مقدس و حزب‌الله آزاد شود».

بازی ضد صهیونیستی دیگر

خزاف در پایان درباره دیگر پروژه‌های بازی موسسه مصاف نیر گفت: «بازی Clash Of Quenel آخرین بازی تولید شده در استدیوی بازی سازی موسسه مصاف با موضوعیت ضد صهیونیستی است.

این بازی با الهام از فعالیت های اعتراضی-ضد صهیونیستی دیودونه “Dieudonné M’bala M’bala ” ساخته شده است و نمایش دهنده تقابل جریان حق و باطل در سراسر جهان است. شخصیت اصلی بازی به شکل دیودونه طراحی شده است و به وسیله پرتاب آناناس به مبارزه با سردرمداران شر در جهان می رود. این بازی برای پلتفرم اندروید تولید شده است.»

منبع: فارس

 

سینمای دینی از نگاه مقام معظم رهبری

 

سینمای دینی

هنرمند، هم در باب فرم و قالب هنرِ خودش و هم در قبال مضمون تعهّد دارد. کسى که قریحه هنرى دارد، نباید به سطح پایین اکتفا کند. این یک تعهّد است. هنرمند تنبل و بى تلاش، هنرمندى که براى تعالى کار هنرىِ خودش و ایجاد خلاقیت تلاش نمى کند، در حقیقت به مسؤولیتِ هنرى خودش در قبال قالب عمل نکرده است.

هنرمند باید دائم تلاش کند. البته ممکن است انسان یک وقت به جایى برسد که بیش از آن نمى تواند تلاش کند - بحثى نیست - اما تا آن جایى که مى تواند، باید براى اعتلاى قالب هنرى تلاش کند. این تعهّد در قبال قالب، بدون یک احساس شور و عشق و مسؤولیت - البته این شور و عشق هم مسؤولیت است؛ آن هم یک دست قوى است که انسان را وادار به کارى مى کند و نمى گذارد که احساس تنبلى و تن آسایى، او را از کار باز بدارد - به دست نمى آید.

 

علاوه بر این، تعهّد در قبال مضمون است. ما چه مى خواهیم ارائه بدهیم؟

اگر انسان محترم و عزیز است، دل و ذهن و فکر او هم عزیز و محترم است. نمى شود هر چیزى را به مخاطب داد، فقط به صرف این که او نشسته و به حرفهاى ما گوش مى دهد. باید ببینیم به او چه مى خواهیم بدهیم. البته بحث این که ما وارد کدام دسته بندىِ سیاسى بشویم یا نشویم - این حرفهایى که بعضى از دوستان مى زنند - مسائلى است که شما باید از اینها عبور کرده باشید. اینها محلِ ّ کلام نیست؛ محلِ ّ کلام، اخلاق و فضیلت است. من مطلبى را - به گمانم - از قول «رومن رولان» خواندم که گفته بود در یک کار هنرى، یک درصد هنر، نودونه درصد اخلاق؛ یا احتیاطاً این گونه بگوییم: ده درصد هنر، نود درصد اخلاق. به نظرم رسید که این حرف، حرف دقیقى نیست. اگر از من سؤال کنند، من مى گویم صددرصد هنر و صددرصد اخلاق. اینها با هم منافات ندارند.

باید صددرصد کار را با خلاّقیت هنرى ارائه داد و صددرصد آن را از مضمون عالى و تعالى بخش و پیشبرنده و فضیلت ساز پُر کرد و انباشت. آن چیزى که دغدغه برخى آدمهاى دلسوز در زمینه مسائل هنرى است، این است که ما به بهانه آزادى تخیّل یا آزادى هنرى، فضیلت سوزى و هتک اخلاق نکنیم. این بسیار مهمّ است. بنابراین هنرِ متعهّد یک واژه درست است.

 

هنرمند باید خود را به حقیقتى متعهد بداند. آن حقیقت چیست؟

این که هنرمند در چه سطحى از اندیشه قرار دارد تا بتواند همه و یا بخشى از آن حقیقت را ببیند و بشناسد، بحث دیگرى است. البته هرچه اندیشه و فکر و درک عقلانى بالاتر باشد، مى تواند به آن درک ظریف هنرى کیفیّت بیشترى بدهد. حافظ شیرازى صرفاً یک هنرمند نیست؛ بلکه معارف بلندى نیز در کلمات او وجود دارد. این معارف هم فقط با هنرمند بودن به دست نمى آید؛ بلکه یک پشتوانه فلسفى و فکرى لازم دارد. باید متّکا یا نقطه عزیمت و خاستگاهى از اندیشه والا، این درک هنرى و سپس تبیین هنرى را پشتیبانى کند. البته همه در یک سطح نیستند؛ توقّع هم نیست که چنین باشند. این در مورد همه ى رشته هاى هنرى صادق است.

شما از معمارى بگیرید تا نقاشى و طرّاحى و مجسمه سازى و تا کارهاى سینما و تئاتر و شعر و موسیقى و بقیه رشته هاى هنرى؛ همین معنا در آنها وجود دارد. یک وقت شما معمارى را مى بینید که اندیشه اى دارد؛ یک وقت یک معمار از لحاظ اندیشه، لُخت و بى هویّت است و متّکى به فکرى نیست. اینها اگر بخواهند بنایى را ایجاد کنند، دو گونه طرّاحى مى کنند. اگر ساخت یک شهر را به دست دو نفر آدمِ این طورى بدهند، یک نیمه آن با نیمه دیگر به کلّى متفاوت خواهد بود. به هرحال این تعهّد، لازم است.

هنرِ ملتزم و متعهّد، یک حقیقت است و ما باید به آن اقرار کنیم. نمى توان رها و یله و بى هوا و با انگیزه هاى روزبه روز و احیاناً پایین و پست یا ناسالم، دنبال هنر رفت و سرافراز بود؛ چون آن ابتهاجى که در هنرمند وجود دارد - هنرمند بهجت ویژه اى دارد که با شادیهاى معمولى فرق دارد و در غیرهنرمند اصلاً دیده نمى شود - در صورتى حقیقتاً به وجود خواهد آمد که بداند دنبال چه چیزى مى رود و چه کار مى خواهد بکند، تا با هنرمندىِ خودش احساس رضایت و بهجت کند که آن کار را انجام مى دهد. در این صورت باید اخلاق انسانى، فضیلتها و معارف والاى دینى و الهى مورد توجّه باشند,۱ 

 

هنر دینی

نکته دیگرى که آن را یادداشت کرده ام و در بیانات آقایان هم مطرح شده بود، بحث هنر دینى است. من مى خواهم این را عرض کنم که هنر دینى به هیچ وجه به معناى قشریگرى و تظاهر ریاکارانه ى دینى نیست و این هنر لزوماً با واژگان دینى به وجود نمى آید. اى بسا هنرى صددرصد دینى باشد، اما در آن از واژگان عرفى و غیردینى استفاده شده باشد.

نباید تصوّر کرد که هنر دینى آن است که حتماً یک داستان دینى را به تصویر بکشد یا از یک مقوله دینى - مثلاً روحانیت و غیره - صحبت کند. هنر دینى آن است که بتواند معارفى را که همه ادیان - و بیش از همه، دین مبین اسلام - به نشر آن در بین انسانها همت گماشته اند و جانهاى پاکى در راه نشر این حقایق نثار شده است، نشر دهد، جاودانه کند و در ذهنها ماندگار سازد. این معارف، معارف بلند دینى است.

اینها حقایقى است که همه پیامبران الهى براى آوردن آنها به میان زندگى بشر، بارهاى سنگینى را تحمّل کردند. نمى شود ما این جا بنشینیم و تلاشهاى زبده ترین انسانهاى عالم را - که مصلحان و پیامبران و مجاهدان راه خدا بودند - تخطئه کنیم و نسبت به آن بى تفاوت بگذریم. هنر دینى این معارف را منتشر مى کند؛ هنر دینى عدالت را در جامعه به صورت یک ارزش معرفى مى کند؛ ولو شما هیچ اسمى از دین و هیچ آیه اى از قرآن و هیچ حدیثى در باب عدالت در خلال هنرتان نیاورید.

مثلاً هیچ لزومى ندارد که در محاورات سینمایى یا در تئاتر، نام و یا شکلى که نماد دین است، وجود داشته باشد تا حتماً دینى باشد؛ نه. شما مى توانید در باب عدالت، رساترین سخن را در هنرهاى نمایشى بیاورید. در این صورت به هنر دینى توجّه کرده اید.
آن چیزى که در هنر دینى به شدّت مورد توجّه است، این است که این هنر در خدمت شهوت و خشونت و ابتذال و استحاله هویّت انسان و جامعه قرار نگیرد. جامعه ما بعد از پیروزى انقلاب اسلامى احساس هویّت کرد؛ یعنى شخصیت خودش را باز یافت. ما به عنوان جزء نودونهم در امواج حرکات جهانى، غرق و گم بودیم. انقلاب ما را زنده کرد و به ما شخصیت داد. انقلاب به ما آموخت که یک ملت مى تواند در اساسى ترین مسائل جهانى، سخن و موضعى داشته باشد و آن را با صراحت و بدون توجّه به این که قدرتمندان و قلدرهاى عالم چه مى خواهند، ابراز کند و پاى آن بایستد.

ارزش یک ملت در جامعه بین الملل به این چیزهاست، نه به دنباله روى کورکورانه؛ آن هم نه از چیزهاى خوب، بلکه از نقاط منفى. براى یک ملت، بله قربانگوى دولتهاى گردن کلفت تر و قویتر و ثروتمندتر بودن، ارزش نیست؛ این را انقلاب به ما داد؛ این به برکت اسلام به ما رسید. امروز هم با قدرتِ تمام، نظام جمهورى اسلامى و ملت ایران در صحنه جهانى به عنوان یک ملت شجاع که در زمینه مسائل گوناگون صاحب ایده اند، مطرحند. درعین حال ما بیاییم با کمک هنر خود، دائماً از کنار این معنا بساییم، یا آن را به انواع حرفها و لجنها آغشته کنیم. این درست است؟ هنر نباید در این جهت قرار گیرد,۲

 

پذیرش مسئولیت هنری

اهمیت این هنر، مسئولیت شما را هم بالا مى برد. من این را مى خواهم عرض بکنم؛ یعنى شماها یک مسئولیت سنگینى دارید. همان طور که دوستان گفتند، هیچ کس به شماها دستور نداده که بروید کارگردان یا سینماگر بشوید، این میل، استعداد و شوق شما بوده که وارد این میدان شده اید؛ اما حالا که وارد شده اید، این مسئولیت را بپذیرید. شما مى توانید خیلى اثر بگذارید.

ببینید! من وقتى به یک واعظ، یک روحانى و یک نویسنده ى کتاب دینى - که او هم یک روایتگر حقایق و معارف محسوب مى شود - خطاب مى کنم و مى گویم آقا شما مواظب حرف زدنت، مواظب لغتى که به کار مى برى و مطلبى که متناسب با زمان انتخاب مى کنى، باش؛ اگر حرفى را که اینجا نباید بزنى، زدى، یا باید بزنى، نزدى، و به خاطر حرف تو یک جوانى به دین بى اعتقاد شد یا یک حقیقتى از حقایق دینى را به خاطر گفتار تو کج فهمید؛ تو پیش خداى متعال مسئولى؛ من مى خواهم به شما بگویم، این تذکر به شما که برادر و خواهر عزیز ما هستید و این ابزار هنرى بسیار کارآمد در اختیار شماست، طبعاً با یک ضریب خیلى بالایى مضاعف مى شود؛ بگویم ده برابر؛ یقیناً بیشتر؛ یعنى شما ببینید تأثیر یک فیلم هنرىِ کارآمد در مقایسه ى با یک منبر چقدر فاصله دارد!

 

پی نوشت ها:

 ۱و۲. بیانات در دیدار جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر، ۱۳۸۰/۰۵/۰۱

۳. بیانات بیانات در دیدار جمعى از کارگردانان سینما و تلویزیون ، ۱۳۸۵/۰۳/۲۳

منبع مقاله : پایگاه حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری (مدظله العالی) 

بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در کنفرانس اتحادیه بین‌ المجالس سازمان همکاری اسلامی

 

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمد و آله الطیّبین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.

خیلی خوش‌آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز! اینجا در میان برادران خود و در خانه‌ی خود هستید و امیدواریم که خداوند متعال به همه‌ی شما توفیق بدهد، کمک کند، هدایت کند تا بتوانید ان‌شاءالله کار بزرگی را که بر عهده گرفته‌اید، به پایان برسانید.

مجموعه‌ی مجالس کشورهای اسلامی -که قریب یک ربع قرن، عمر این مجموعه است- جایگاه مهمّی دارد: اوّلاً شما رؤسای مجالس و اعضای مجالس کشورهای اسلامی، نمایندگان ملّتها هستید، این نکته‌ی مهمّی است؛ ثانیاً از طرف دیگر، محدودیّتهای دیپلماسی دولتها را شماها ندارید، میتوانید با صراحت بیشتر و مواضع جدی‌تر، نیازهای مردم خودتان و ملّتهای مسلمان و امّت اسلامی را در دنیا مطرح کنید؛ به نظرم لازم است از این موقعیّت مهم، برای ادای وظیفه‌ی دینی و تاریخی استفاده شود. ما در قبال امّت اسلامی، یک وظیفه‌ی دینی بزرگ داریم -همه‌ی ما؛ همه‌ی کسانی که جایگاهی در بخشی از دنیای اسلام دارند؛ شماها از این قبیل [هستید]، ما هم از این قبیل [هستیم]- همه‌ی ‌ما وظیفه‌ی دینی داریم، یعنی اسلام و دین از ما مطالباتی دارند؛ اوّلاً آن را انجام بدهیم. ثانیاً یک وظیفه‌ی تاریخی داریم؛ آن طور که انسان احساس میکند، امروز، دنیا در جریان یک تحوّلات مهمّی است؛ آبستن تحوّلات مهمّی است؛ همه‌ی دنیا، نه فقط منطقه‌ی آسیا یا آفریقا یا غرب آسیا بالخصوص؛ در همه‌ی عالم احساس میشود تحوّلاتی در حال وقوع است؛ بایستی در این تحوّلات، نقش ایفا کرد. دنیای اسلام در یک برهه‌ای ضربه‌ی سختی خورده است؛ بعد از جنگ بین‌الملل اوّل، دنیای اسلام تکّه‌‌‌پاره شد و کسانی که هیچ اهلیّتی نداشتند، هیچ استحقاقی نداشتند، بر کشورهای اسلامی-در غرب آسیا، در شمال آفریقا-مسلّط شدند؛ بدون هیچ دلیلی، بدون هیچ استحقاقی؛ و آثار بلندمدّت آن در دنیای اسلام ماند و ضربه‌های آن زده شد؛ نباید بگذاریم بار دیگر چنین حادثه‌ای و چنین تجربه‌ای تکرار بشود.

موضوعات مهمّی در دستور کار این اجلاس -طبق برنامه‌ای که به ما دادند- قرار گرفته که من به بعضی از آنها بعداً اشاره میکنم؛ ولی برخی از موضوعات هم مورد غفلت قرار گرفته است و میتواند مورد توجّه قرار بگیرد، [مثل] مسأله‌ی یمن، مسأله‌ی بحرین؛ اینها مسائل بسیار مهم و جراحتهای عمیق و وخیمی بر پیکر امّت اسلام است؛ باید اینها حل بشود. البتّه مسئله‌ی میانمار مطرح شده، مسئله‌ی کشمیر مطرح شده. توصیه‌ی بنده به برادران و خواهران مؤمن و مسلمانمان این است که در مسائل اساسی دنیای اسلام، مسائل حیاتی دنیای اسلام باید صریح باشیم؛ اگر صریح بودیم، میتوانیم در عالم جریان‌سازی کنیم. ما نیاز داریم به اینکه در بین افکار عمومی جهان و افکار نخبگان جهان، جریان‌سازی کنیم؛ حقایقی وجود دارد، این حقایق را همگانی کنیم؛ بر روی افکار عمومی مردم عالم اثر بگذاریم. نگذارید شما را ندیده بگیرند و با توطئه‌ی سکوت، مسائل مهمّ دنیای اسلام را محو کنند و زیر بار جنجال مسائل فرعی و مسائل دروغین، مسائل اصلی دنیای اسلام از نظر افکار عمومیِ جهان، نادیده گرفته بشود. نباید اجازه داد که این امپراتوری خطرناک و سهمگین تبلیغاتی غرب که عمدتاً دست صهیونیست‌ها است، این مسائل مهمّ دنیای اسلام را ندیده بگیرد. من حالا به بعضی از آنها اشاره میکنم؛ مسئله‌ی فلسطین یکی از مسائل بسیار مهم، بلکه مهم‌ترین مسئله‌ی دنیای اسلام است، بکلّی ندیده گرفته میشود این فشارها و این مشکلاتی که برای ملّت فلسطین وجود دارد. به نظر ما میشود امپراتوری رسانه‌ا‌ی صهیونیستی غربی را شکست داد؛ میشود این کار را کرد، اگر همه همّت کنیم، میتوانیم. شکست صهیونیست‌ها در جنگ نرم هم ممکن است؛ همچنان‌که در جنگ سخت، صهیونیست‌ها شکست خوردند؛ همچنان‌که ملاحظه کردید رژیم صهیونیست در لبنان شکست خورد، مجبور به عقب‌نشینی شد، مجبور به اعتراف به شکست شد؛ درحالی‌که همه خیال میکردند این یک رژیم شکست‌ناپذیر است. در جنگ نرم هم میتوان رژیم صهیونیستی و عوامل آن را شکست داد.

چند مسئله‌ی اساسی هست که من به آنها اشاره میکنم که البتّه در دستور این اجلاس هم همه‌ی اینها هست. یکی مسئله‌ی فلسطین است؛ مسئله‌ی فلسطین را به‌هیچ‌وجه نبایستی لحظه‌ای مغفولٌ‌عنه قرار داد؛ مسئله‌ی فلسطین بسیار مسئله‌ی مهمّی است. آنچه در فلسطین در این هفتاد هشتاد سال اخیر اتّفاق افتاده است، به نظرم در طول تاریخ بی‌سابقه است؛ تا آنجایی که ما اطّلاع داریم؛ شبیه این را در هیچ جا -نه در دوران خودمان، نه در دوران نزدیک به خودمان و نه در هیچ دوره‌‌ای از دوران تاریخ- بنده سراغ ندارم که چنین قضیّه‌ای اتّفاق افتاده باشد.

قضیّه چیست؟ قضیّه این است که سه حادثه برای یک ملّت به وجود آوردند: اوّلاً سرزمین او را غصب کردند، اشغال کردند؛ خب در بعضی از جاهای دیگر دنیا هم سرزمین‌هایی به‌وسیله‌ی بیگانگان اشغال شده است، این بی‌سابقه نیست لکن در کنار این اشغال، یک تبعید دسته‌جمعی انجام دادند یعنی میلیون‌ها نفر از مردم فلسطین، امروز در تبعیدند؛ از منزل خودشان، از خانه‌ی خودشان، از شهر و دیار خودشان آواره و دور هستند و اجازه ندارند به آنجا بروند؛ این دو، [یعنی] یک تبعید دسته‌جمعی میلیونی. سوّم اینکه این دو حادثه همراه شد با یک کشتار جمعی؛ عدّه‌ی زیادی را در همان اَوان به قتل رساندند؛ زن، مرد، کودک را در شهرها، در روستاها، قتل‌عام کردند؛ یک جنایت عظیم بشری واقع شد. این قضیّه‌ی فلسطین است؛ یعنی حادثه‌ی اشغال و تبعید و قتل نسبت به یک ملّت، نه نسبت به یک انسان یا نسبت به یک جمعیّت محدود؛ خب این قضیّه‌ای است که در تاریخ سابقه ندارد. بله، گاهی مثلاً فرض کنید در بعضی از کشورها، یک عدّه‌ای را از یک منطقه‌ای به یک منطقه‌ی دیگر برده‌اند، جابه‌جا کرده‌اند، امّا در کشور خودشان؛ نه اینکه یک ملّتی را از کشور خودش بیرون کنند. الان ده‌ها سال است که مجموعه‌های فلسطینی که یا خودشان یا پدرانشان از فلسطین اخراج شده‌اند، اردوگاه نشینند. این چه معنا دارد؟ در هیچ جای دنیا چنین چیزی اتّفاق نیفتاده است. این مسئله، مسئله‌ی فوق‌العاده‌ای است؛ این یک ستم تاریخیِ بی‌نظیر است؛ این بلاشک یک ستم تاریخیِ بی‌نظیر است. و ما وظیفه داریم؛ یعنی در اسلام مورد اتّفاق همه‌ی مذاهب اسلامی است که در یک چنین مواردی بایستی وارد میدان بشوند، دفاع کنند، هرجور که میتوانند دفاع کنند؛ بالاخره این مسئله بایستی انجام بگیرد.

و من عقیده‌ام این است که این مجاهدت در مقابل رژیم صهیونیستی، به نتیجه خواهد رسید؛ این را ما معتقدیم. اینکه ما خیال کنیم که «دیگر فایده‌ای ندارد و کار از کار گذشته»، نخیر، این‌جور نیست؛ ولو ده‌ها سال هم گذشته است امّا قطعاً ان‌شاءالله و باذن‌الله به نتیجه خواهد رسید؛ کمااینکه تا امروز هم مقاومت پیشرفت کرده است. شما ملاحظه کنید؛ یک روز اینها -صهیونیست‌ها- شعار «از نیل تا فرات» میدادند، [ولی] امروز دور خودشان دیوار میکشند که بتوانند خودشان را در آنجا در سرزمین غصبی حفظ کنند. بنابراین مقاومت پیشرفت کرده، بعد از این هم پیشرفت خواهد داشت. و فلسطین یک مجموعه است، یک کشور است، یک تاریخ است. فلسطین، همان‌طور که بارها گفته شده، «از نهر تا بحر» است؛ از نهر اردن تا دریای مدیترانه؛ این فلسطین است و قدس هم بلاشک پایتخت این فلسطین است و هیچ‌گونه خدشه‌ای بر این فکر اساسی و این حقیقت امکان ندارد که وارد بشود. و این کاری هم که حالا آمریکایی‌ها کردند و میکنند که نسبت به قدس این غلط زیادی را این شخص کرده-البتّه این کسی که امروز در آمریکا بر سر کار است، این یک‌قدری با صراحت بیشتری کار میکند، [ولی] دیگران هم همین روش را ادامه میدادند، آنها هم با این تفاوتی نداشتند-این چیزی است که بلاشک به جایی نخواهد رسید و قادر نیستند که این کاری را که گفته‌اند، به انجام برسانند.
دولتهایی هم که امروز به آمریکا کمک میکنند در منطقه‌ی خود ما، اینها دارند خیانت میکنند؛ این را همه توجّه داشته باشند؛ این یک خیانت صریح است که کسی با دشمنی مثل صهیونیست‌ها بسازد، [ولی] با برادران مسلمان خودش ستیزه‌گری کند، مثل کاری که امروز سعودی‌ها دارند میکنند. این کار قطعاً خیانت به امّت اسلامی و دنیای اسلامی است. این مطلب اوّل.

مطلب دوم مسئله‌ی اتّحاد اسلامی است. ما بایستی نگذاریم که تفاوتهای نژادی، منطقه‌ای، زبانی، فرقه‌ای، بین ما اختلاف ایجاد کند. ما این را به همه گفته‌ایم، امروز هم میگوییم و همواره گفته‌ایم. حتّی کسانی که با ما صریحاً دشمنی کرده‌اند، ما به آنها هم گفته‌ایم که ما آماده هستیم با شما برادرانه برخورد کنیم؛ البتّه خب بعضی‌ها نمیتوانند این کار را بکنند، از بعضی از دولتها این کار برنمی‌آید، لکن عقیده‌ی ما این است که دنیای اسلام با جمعیّت زیاد، با امکانات فراوان، با جایگاه و منطقه‌ی فوق‌العاده حسّاسی که امروز چه در آفریقا و چه در آسیا -چه در غرب آسیا، چه در مرکز آسیا- دارا است، بلاشک اتّحاد این مجموعه میتواند یک قدرت بزرگی را در دنیا تشکیل بدهد که بتواند اثرگذار باشد. این اتّحاد را بایستی ما انجام بدهیم، هم‌افزایی کنیم، به یکدیگر کمک کنیم، نیروهایمان را به کمک هم بفرستیم. این ستیزه‌گری‌هایی که معمول شده است-که بیشتر هم دست آمریکا و صهیونیست‌ها در میان است؛ آنها هستند که دارند اختلاف ایجاد میکنند-بایستی متوقّف بشود و نگذاریم برای رژیم صهیونیستی، با این کارها حاشیه‌ی اَمن درست کنند. یکی از آرزوهای دشمنان دنیای اسلام، این است که در داخلِ دنیای اسلام، اختلافات، دعواها، جنگ و خون‌ریزی وجود داشته باشد، برای اینکه حاشیه‌ی امنی برای صهیونیست‌ها درست بشود؛ از این مانع بشویم و تا آنجایی که میتوانیم، نگذاریم.

مطلب سوّم و نکته‌ی بسیار مهمّ سوّم، تلاش برای پیشرفت علمی است. دنیای غرب به‌وسیله‌ی علم به ثروت دست یافت، به‌وسیله‌ی علم به قدرت بین‌المللی دست یافت؛ در علم پیشرفت کردند، بر همه‌ی دنیا مسلّط شدند؛ منتها چون ایمان نداشتند، چون ظرفیّت نداشتند، از این علم به نحو بدی استفاده کردند، این علم را به ظلم و استثمار و استعمار و استکبار منتهی کردند. ما این کارها را نمیخواهیم بکنیم، امّا از لحاظ علمی ما عقبیم؛ بایست دنیای اسلام تلاش کند تا جوانهایش را از لحاظ علمی پیش ببرد. این کار ممکن است؛ ما در اینجا این کار را انجام داده‌ایم؛ ما از لحاظ رتبه‌ی علمی، درجات خودمان را بمراتب بالا آورده‌ایم. همه‌ی این کارها را [هم] در دوران تحریم انجام داده‌ایم؛ ما سالهای متمادی است که تحریم هستیم از طرف قدرتهای متجاوز؛ [امّا] این تحریم به ما کمک کرد که بتوانیم شکوفایی خودمان را به دست بیاوریم، به فکر خودمان بیفتیم، به یاد خودمان بیفتیم، از نیروهای خودمان بهره‌مند بشویم. ما امروز در بخشهای مهمّی، در مرز دانش قرار گرفته‌ایم، درحالی‌که در گذشته خیلی عقب بودیم. در پزشکی، در نانو، در سلّول‌های بنیادی، در دانش هسته‌ای و در بسیاری از دانشهای دیگر، جوانهای ما توانستند رو بیایند، توانستند کار بکنند، توانستند کارهای بزرگی انجام بدهند. جوان تحصیل‌کرده‌ی دانشمند، امروز در کشور ما از بسیاری از کشورهای دنیا، یا از اغلب کشورهای دنیا، بیشتر است. بنابراین، یکی از کارهایی که در کشورهای اسلامی حتماً باید دنبال بشود مسئله‌ی پیشرفت علمی است، و این ممکن است؛ در این زمینه هم به همدیگر بایستی کمک کنیم. [البتّه] بعضی دیگر از کشورهای اسلامی هم خوشبختانه در این زمینه پیشرفتهای بسیار خوبی کرده‌اند.

یک نکته‌ی دیگر این است که ادّعاهای دروغ شیطان اکبر را افشا کنیم. شیطان اکبر آمریکا است؛ اینها ادّعاهای دروغی دارند، این ادّعاها باید افشا بشود. یکی از این ادّعاها مسئله‌ی حقوق بشر است. ضدّ حقوق بشرند و از حقوق بشر دَم میزنند و مدام نام حقوق بشر را می‌آورند و آن را مطرح میکنند، درحالی‌که کارهایی که اینها میکنند ضدّ حقوق بشر است. حالا این شخصی که امروز سر کار است، این چیزها را عریان بیان میکند؛ دیگرانی هم که قبل از او بودند [این کارها را] انجام میدادند، منتها به این عریانی نبود؛ این یک‌قدری عریان‌تر و آشکارتر حرف میزند. علیه آفریقا، علیه نژادها، علیه آمریکای لاتین، علیه همه‌ی مردم، علیه مسلمانها، علیه همه چیز حرف میزنند؛ یعنی علیه حقوق بشر اقدام میکنند، امّا پرچم دفاع از حقوق بشر را دست میگیرند.

این را باید افشا کرد؛ این دروغ بزرگی است که باید افشا بشود. یا مبارزه‌ی با تروریسم؛ ادّعای مبارزه‌ی با تروریسم میکنند. اوّلاً خودشان از دولت تروریستی صهیونیست‌ها دفاع میکنند. دولت صهیونیست در فلسطین اشغالی یک دولت تروریست است، خودش هم میگوید؛ یعنی خود اسرائیلی‌ها انکار نمیکنند که با ترور کارهایشان را پیش میبرند. این را میگویند، گاهی در مواردی صریحاً اظهار هم میکنند، ولی حامی این دولت در این منطقه، در درجه‌ی اوّل آمریکا است. بنابراین، از این [دولت تروریست] حمایت میکنند.

وانگهی، از تروریست‌های دیگر هم حمایت میکنند. همین داعشی که یک مشکل بزرگی برای بعضی از کشورهای منطقه‌ی ما شده بود، این داعش را خود آمریکایی‌ها به وجود آوردند؛ این را خودشان اعتراف کردند، اقرار کردند. همین شخص، در تبلیغات انتخاباتی‌اش، بارها و بارها دولت قبلی خودش را متّهم کرد به اینکه اینها داعش را به وجود آوردند. راست هم میگفت؛ این حرف درست است؛ داعش را اینها به وجود آوردند. تا همین اخیر هم که داعش نفسهای آخرش را در سوریه میکشید، اینها از داعش حمایت میکردند و دفاع میکردند؛ [این] مالِ همین تازگی و این اواخرِ اواخر [است]. بنابراین خود اینها طرف‌دار تروریسمند، خودشان عامل تروریسمند، امّا در‌عین‌حال پرچم مبارزه‌ی با تروریسم [را بلند میکنند]. اینها را باید افشا کرد، اینها را باید به دنیا گفت. عرض کردم؛ باید جریان‌سازی کنید، باید افکار نخبگان عالم و افکار عمومی مردم دنیا را تحت تأثیر قرار بدهید، این حقایق را به آنها بگویید.

من عرض میکنم، آنچه را ما در جمهوری اسلامی با برادران خودمان مطرح میکنیم و درمیان میگذاریم و بر آن پافشاری میکنیم، اینها چیزهایی است که خود ما تجربه کرده‌ایم؛ اینها کارهایی است که ما در عمل، آنها را انجام داده‌ایم؛ فقط به زبان نیست. من یکی از اصرارها و توصیه‌هایم به مجموعه‌های برادران مسلمان در نشست‌هایی از این قبیل، این است که کار را به قطعنامه و اصدار قطعنامه، پایان‌یافته تلقّی نکنید. [اگر] شما در یک کمیته‌ای نشستید و در مجمع عامّ این نشست یا این اجلاس، فرض کنید یک اعلامیّه‌ای صادر کردید، قضیّه با این تمام نمیشود؛ این بخشی از کار است؛ بخش دیگری از کار، دنبال‌گیری و کمک به تحقّق تصمیم‌ها است. باید عمل کرد.

با ما جنگ اقتصادی کردند. فهمیدند که اقتصاد مهم است در کشور ما و سالهای متمادی است دارند با ما جنگ اقتصادی میکنند؛ این[جنگ] را به شدّت رساندند. امروز هم این جنگ اقتصادی ادامه دارد؛ تحریم، یکی از بخشهای جنگ اقتصادی با ما است. ما بحمدالله شکست نخوردیم، به زانو درنیامدیم و غلبه کردیم بر این مشکل. ان‌شاءالله بعد از این هم غلبه خواهیم کرد و از تحریمها ان‌شاءالله ابزاری برای شکوفایی خواهیم ساخت. ما مردم‌سالاری دینی را مایه‌ی رشد میدانیم، مایه‌ی توسعه میدانیم؛ هم توسعه‌ی معنوی، هم توسعه‌ی مادّی. مردم‌سالاری دینی ارزش بسیار والایی است که ما برای دنیا و آخرتِ مردم از آن بهره‌مند شده‌ایم.
و به حول و قوّه‌ی الهی، ملّت ایران توانسته است و بعد از این هم خواهد توانست توطئه‌ی آمریکا را خنثیٰ کند. بعد از این هم ان‌شاءالله توطئه‌ی آمریکا را خنثیٰ خواهیم کرد. و امیدواریم این انگیزه در کشورهای اسلامی و میان ملّتهای اسلامی آن‌چنان قوی بشود که یک مشت محکمی از مجموع دنیای اسلام علیه همه‌ی توطئه‌های استکبار بسازد. برای همه‌ی شما آرزوی توفیق میکنم؛ بار دیگر به همه‌ی شما  خوشامد عرض میکنم.

والسّلام‌علیکم‌و‌رحمة‌الله‌وبرکاته
 مقام معظم رهبری 96/10/26