اولین کتاب جامع درباره سند ۲۰۳۰ آموزش و پرورش

اولین کتاب جامع درباره سند ۲۰۳۰ آموزش و پرورش


(تحلیل تمدنی و حقوقی سند ۲۰۳۰ مبتنی بر قرآن کریم)

به تحقیق : مسعود رائیجی، طلبه حوزه علمیه مشکات

 

محتوای کتاب :

کتاب فوق ۲۰۰ صفحه می باشد و از ۴ بخش تشکیل شده است.

 سر‌فصل‌های تحلیلِ تمدنی قرآنی سند۲۰۳۰

۱) ترسیم جبهه حق و باطل در قرآن کریم
۲) ترسیم لزوم عدم تبعیت جبهه حق از باطل
۳) خطر ارتداد اجتماعی

 

 سرفصل‌های تحلیل حقوقی سند ۲۰۳۰

در این بخش تلاش شده است تا به صورت مستقیم، متن اسناد بین المللی نظیر سند ۲۰۳۰ توسعه پایدار و متن اصلی سند ۲۰۳۰ آموزش و پرورش به زبان انگلیسی و فارسی و همچنین ۳ سند‌بین‌المللی دیگر‌(حقوق‌کودک و میثاقین) که به‌امضاء‌دولت ایران رسیده است، مورد تحلیل قرار گیرند و تعارضات واضح آنان با مفاهیم دینی بیان شود.

در این کتاب نظر اکثر کارشناسان خبره اعم از طرفداران و منتقدین سند ۲۰۳۰ شامل اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، مراجع عظام تقلید، گزارشات الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت، گزارش تحلیلی دانشگاه جامع امام حسین (ع)، بیانیه دولت و بیانات دکتر حسن روحانی نیز آورده شده است.

در این کتاب بیش‌ازسیزده ابر‌تعارض با قانون‌اساسی، اسناد‌‌بالادستی و قرآن‌کریم بیان‌شده‌است که هر‌کدام از این ۱۳ ابر تعارضات، خود زیر‌مجموعه‌هایی دارند.

 

روزی نو با نام خدا

ما به خاطر همه كمبودهايی كه در زندگی داريم غم و غصه می خوريم،

  زمانی شغل نداريم،

به خاطر فقدان شغل غصه میخوريم،

زمانی تنها هستيم به خاطر فقدان معشوقه غصه می خوريم،

زمانی در فقر و تنگدستی هستيم،

به خاطر فقر غصه مي خوريم،

زمانی اضافه وزن داريم و چاق هستيم،

به خاطر چاقی غصه مي خوريم،

زمانی لاغر هستيم،

به خاطر لاغری غصه می خوريم،

زمانی پير و فرتوت هستيم،

به خاطر پيری و از كار افتادگی غصه می خوريم و …

ما به خاطر همه اين كمبودها و فقدان ها غم و غصه می خوريم،

در حاليكه در بيشتر اوقات با گذشت زمان

بيشتر اين غم و اندوه ها

با بدست آوردن موقعيت های جديد و بهتر شدن اوضاع اقتصادی از بين می روند.

تنها غمی كه انسان بايد هميشه و در همه حال آن را در درون خود داشته باشد،

غم نداشتن خداوند است.

غمی كه انسان را می تواند در نهايت به رستگاری برساند.

غمی كه نداشتن آن باعث پسرفت انسان می شود و داشتن آن انسان را به طرف خداوند خواهد برد.

غم و اندوه خداوند را داشته باشيم،

غم نداشتن اش را، فقدان اش را حس كنيم.

هيچ چيز نمی تواند جاي خداوند را در قلب ما پر كند.

نه ماديات، نه شغل، نه همسر و فرزند، نه مقام و شهرت، نه زيبايی و قدرت و …

هيچ كدام نمی تواند باعث خوشبختی و رستگاری واقعی گردد.

اگر غم نداشتن خداوند را بخوريم، در نهايت اين غم ما را به شادی و سرور خواهد رساند.

یه شهردار ی بود ...

یه شهـردار بود ارومیه،

وقتی فهمید جوونی ازدواج ڪرده

و ڪار نداره فوری نامه نوشت ، تا ڪاری تو شهرداری بهش بدند .

چند ماه اول هم از جیب خودش حقوقش رو داد !!!

یاد و خاطره شهید مهدی باکری گرامی .

شهدا منتظر یک نیم نگاهی ……

………………………………

بودجه بازی یا بازی با امنیت ملی

 

 عضو هیأت رئیسه مجلس:

دولت هر چه سریع‌تر مشکل پرداخت حقوق نیروهای مسلح را حل کند

مجلس درباره نیروهای مسلح و بنیه دفاعی با کسی شوخی ندارد

 

امیرآبادی در گفت‌وگو با فارس: دولت هر چه سریع‌تر مشکل پرداخت حقوق نیروهای مسلح را حل کند.

متأسفانه حقوق مردادماه پرسنل ارتش، سپاه و ستادکل نیروهای مسلح پس از ۶ الی ۷ روز تأخیر امروز ۵ شهریور ماه پرداخت شد، آن هم تنها حقوق ۲۳ روز از مردادماه.

اختلافی در بحث نحوه واگذاری اعتبارات بین نیروهای مسلح و دولت وجود دارد. سازمان برنامه و بودجه گفته از همین اعتبارات بنیه دفاعی حقوق‌ها را پرداخت کنید، اما مسئولان نیروهای مسلح گفته‌اند تخصیص اعتبارات بنیه دفاعی و ردیف‌های بودجه آن جداست، ردیف حقوق‌ها هم جداست، دولت باید حقوق را کامل پرداخت کند ولی مسئولان سازمان برنامه و بودجه قبول نکرده و پرداخت نکردند.

نباید برای ماه‌های آینده دیگر با این مشکل مواجه باشیم، وگرنه مجلس به این موضوع ورود کرده و قطعاً آن را پیگیری می‌کند. مجلس درباره نیروهای مسلح و بنیه دفاعی با کسی شوخی ندارد.

همزمانی این اتفاق نادر و شگفت انگیز یعنی تامین نشدن بودجه لازم برای پرداخت حقوق نیروهای مسلح با فشارهای آمریکاییها برای بازدید از مراکز نظامی و همچنین همزمان هجمه عناصر برانداز و فتنه گر مانند تاجزاده علیه بنیه دفاعی کشور باعث بهت و حیرت میشود….

بازگشت شوونیسم فارسی در طرح استخدام معلمان

 

نداشتن لهجه غلیظ، بعنوان یکی از شروط استخدام معلمان، ممکن است در نگاه اول برای بعضی‌ها منطقی بنظر آید و یا در جهت منافع کودکان، و دلسوزی برای زبان فارسی معرفی شود.

اما باید خودت غیرفارس باشی و فارسی را با لهجه صحبت کنی، تا حس کنی چه تبعیض ناجوانمردانه‌ای در پس این تصمیم قرار گرفته، و قانون گذار چقدر از بالا به غیر فارس‌ها نگاه کرده است. و وجه خنده‌دار قضیه هم اینجاست، که دولت با شعار «حقوق اقلیت‌ها» رای جمع کرده!

 در رد توجیهاتی که برای قانون مزبور می‌آورند، می‌توان گفت:

اتفاقا بهتر است کودکان از همان ابتدا با واقعیت چند قومیتی و چند زبانه بودن کشورمان آشنا بشوند. کودک برعکس بزرگسال ذهنی باز دارد، و به شکلی طبیعی با واقعیات کنار می آید.

به لحاظ دغدغه‌ برای زبان فارسی هم، خیالتان راحت، کودک فارس زبان فارسی را در خانواده یاد می‌گیرد، و لهجه معلم تاثیری در لهجه او نخواهد داشت. فوقش در بزرگسالی لهجه دیگر قومیت‌ها را امری طبیعی دانسته، و برایش جوک درست نخواهد کرد.

کودک غیر فارس هم وقتی می‌بیند معلمانی نیز مثل خودش لهجه دارند، خویش را فردی «رده دوم» و عجیب نمی‌بیند، بخاطر زبانش منزوی نمی‌شود. و نهایتا با اعتماد به نفس بیشتری به اجتماع وارد می‌شود، و نباید در تمام عمر از داشتن «لهجه» (که امری طبیعی است) معذب باشد.

بنظر می آید همزمان با دور شدن از روح انقلاب اسلامی، شوینیسم فارس پهلوی‌ها هم دارد باز می‌گردد.